باران! بیا و رحم کن

سایت عاشقانه ساکار

باران! بیا و رحم کن
تو که می آیی، یاد او هم می آید
آنوقت من می مانم بدون چتر
روی سنگفرشهای خیسی که
طعم تنهایی می دهند!
باران!
بیا و رحم کن
اشکهایم که با قطرات تو بر گونه هایم می لغزند
دل سنگ را آب می کنند…

/ 2 نظر / 8 بازدید
مرضیه

سلام عزیزم من شمارو لینک کردم.شمام منا بااسم ئلنوشته های مرضیه بلینکید مرسی[گل]

علی فلسفی

دیوان شعرم را برای تو سرودم / گردد فدای چشم ناز تو وجودم این بوده رویا و خیال و آرزویم / ای کاش من هم دلبر قلب تو بودم